image

شهیده ی عزیز ما ...

  • 1405/04/07
  • بازدید: 0
  • 0

(1)

خانم دکتر شده بود، پله‌های رشد رو دو تا یکی پیش می برد ....

سرعتش آنقدر زیاد شده بود، که دور و بری‌ها به شوخی میگفتند، به کجا چنین شتابان؟


نخبه بود و دیتا ساینس را در دانشگاه شهید بهشتی می‌خواند.

ارشد و دکترایش را بدون کنکور قبول شده بود. استعداد درخشان...


استعدادش فقط در درس نمی‌درخشید ...

قبل‌تر توی خیلی چیزها درخشیده بود.

کتاب خوان قهاری بود، خیلی از کتابها را به محض ورود به بازار می‌خرید و میخواند و شخم می‌زد!

کتابهای خوب را به بقیه معرفی می‌کرد و گاهی به مباحثه می‌نشست ...



(2)

روابط اجتماعی بالایش باعث شده بود دوستان زیادی داشته باشد، از طیف های مختلف!

شنونده‌ی خوبی بود و قابل اعتماد برای مشورت در هر کاری، چه درسی، چه کاری، چه خانوادگی و هر آنچه که از دستش برمی‌آمد.

اما اگر چیزی را نمی‌دانست، ورود نمی‌کرد!

هم مشورت می‌داد، هم بسیار مشورت می‌گرفت، با این کار، خطایش را در کارها به حداقل می‌رساند.


به همه آسان می‌گرفت اِلا نَفْس خودش! نمی‌گذاشت نفس بکشد! اهل محاسبه بود، شب حسابش را چنان کف دستش می‌گذاشت که جرئت تکرار نداشته باشد!



(3)


ناب‌ یاب بود و خوش ذوق، مزه‌ی بهترین چیزها که زیر زبانش رفته بود ، دیگه حاضر نبود از دستش بدهد ...

مزه‌ی خادمی خانه‌ی اباعبدالله رو از سالِ 400 چشید، بعد از آن دیگر هر شکلی که بود هرسال خودش را به خدمت آقا می‌رساند که اسمش در زمره ی نوکرها و خادم های روضه‌ی اباعبدالله بخورد.


نمیدانم کِی و کجا مزه‌ی شهادت را مزمزه کرد که ول کن آن ماجرا نشد، آنقدر دنبالش رفت که به بهترین وجه، خدا تقدیمش کرد...



(4)

همیشه می‌خواست به درد امام زمان بخورد، تیکه کلامش این دو جمله بود!

بچه ها!

یه کاری کنیم به درد امام زمان بخوریم.


دومین جمله‌ش هم وقتی میگفت که میدید پیچیده ایم در دنیا و برا یکذره بهره بیشتر بردن ازش دست و پا میزنیم ...

یه نگاه بهمان میکرد و می‌گفت :

از دنیا، گذر کن...


اهل شعار نبود، خودش بیشتر از همه سعی میکرد به درد امام زمان بخورد و و زود تر از همه‌ی ما، از دنیا گذر کرد...


#شهیده‌دکتر‌نرجس‌شیخ‌پور

#نرجس


نرجس
شهیده